تبليغاتX
حرف های دل من - اردوی قم

حرف های دل من

سلام به همه شما دوستان عزیز مخصوصا (بروبچ کلاس 202)

 به قول آقای رضایی (دبیر ریاضی مون)حالتون چه طوره؟یه جای دیگه می گن: این قسمت رو دقت کن..............

در اینجامی خوام در مورد اردوی قم که چند روز پیش با بچه ها داشتیم بگم .

راستشو بخواید خیلی اردوی خوبی .خوبی این اردو فقط به خاطر بروبچ باحال خودمون بود.

اول همه الناز گل، که گل سر سبد اردو بود بعد از اول سعیده خانم گل که به خاطر فضای معنویی هرم کلی گریه کرد حالا نوبت می رسه به شیرین (زرین جویی) که تو راه اگه نبود همه خوابمون می گرفت آخه هر چی رمان بلد بود واسمون تعریف یکی از بچه های گل کلاسمونه.

 وقتی حرکت کردیم تقریبا ساعت 4 بعد از ظهر به قم رسیدیم. قرار شد همه برن زیارت و ساعت 6 برگردیم.

دربین راه ما گروه رو گم کردیم و به هزار زحمت و پرس وجو از مردم گل قم تونستیم در ورودی رو پیدا کنیم. خیلی فضای معنوی خوبی بود. همه به در و دیوار هرم بوسه میزدند همه ذکر می گفتند و به حضرت معصومه(س) و آقا امام زمان سلام می فرستادند.

احساس سبکی می کردم احساس می کردم که من و دوستام چه سعادتی داشتیم که به این جا اومدیم واقعا مکان ارزشمندی بود من اولین بارم بود که به قم می اومدم اما باید اعتراف کنم که مردم قم مردمی مهمان نواز و خوش برخوردی هستند.

من که سر گروه بودم موضف بودم گروه رو تا ساعت 6 برگردونم.

اما متاسفانه من شیرین(زرین جویی)، الناز، سعیده، شیرین(بهاروند) رو گم کردم

 و از بین 6 نفر ما فقط من و عارفه و فاطمه با هم بودیم من خیلی نگران بودم که بچه ها گم نشن.

خلاصه ساعت 5 بود که از در ورودی حرم دسته های عزاداری وارد شدند نمی دونید چه حالی داشتیم همه مردم کوچیک و بزرگ گریه می کردن، زاری می کردن واقعا هر کسی که اونجا بود حتی اگه به هیچ چیز اعتقاد نداشت باز هم گریه می کرد. من واقعا افتخار می کنم که مسلمان به دنیا آمده ام.....

بعد از این با اتوبوس ها رفتیم جمکران ، نماز مستحب آقا امام زمان را خوندیم و  تقریبا ساعت 2 شب بود که ساندویچ ها رسید وقتی ساندویچ ها رو خوردیم قرار گذاشتیم که تا صبح بیدار بمونیم و بیدارم موندیم.

یک جای جالب دیگه جمکران چاه عریضه بود که راهی برای ارتباط مردم با آقا اما زمان بود، همه ما عریضه هامون رو توی چاه عریضه انداختیم و تا صبح توی حیاط بسیار بزرگ حرم قدم زدیم .

 نزدیکی های طلوع صبح بود که همگی نزدیک 20 دقیقه خوابیدیم و با صدای اذان مسجد بیدار شدیم بعد از خواندن نماز و دعای ندبه راهی شهر خودمون شدیم

همه ساکت بودیم هیچ کس دوست نداشت که از اون مکان دور بشه سکوتی سنگین میان همه بر قرار بود..................

 

از برگشتن کلی خندیدم و کلی عکس گرفتیم و این بهترین اردوی من در زندگی ام بوده است. امیدوارم که بازم فرصتی پیش بیاد که با بروبچ 202 بریم اردو مخصوصا (قم).

 

+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387 14:27 توسط سعیده |

X

اسم من سعیده است 16 سالمه سال سوم ریاضی ام هدفم از ساختن این وبلاگ اینه که حرف های دلمو و مطالبی که به نظرم با حاله بنویسم امیدوارم که بازدید این وبلاگ برای شما مفید باشه و بتونید استفاده کامل رو ببرید لطفا بعد از بازدید از وبلاگ نظرهاتون رو در مورد پست ها بنویسید و مطالبی که به نظرتون باحاله بگید تا برای شما بزنم از این که به این وبلاگ سر زدید
متشکرم



نظر یادت نره دوست من


Home
Email
Bahar20

Archives

هفته دوم مرداد 1387

هفته اوّل مرداد 1387

هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386



Links

معدن چي
nojum4
zaminvamadan
انجمن كيهان شناسي خرم آباد
شباهنگ
روانشناسي براي همه

جديد ترين جوك ها و اس ام اس ها
یک پسر تنها
یک عاشق تنها
من فرزاد 15 واحد پاس کرده ام
شبانی که دست خدا را می شست
راز شاد زیستن
هوش هیجانی
من امده ام تا برای ماندن بروم
گفتار های حکیمانه
مدیریت وبلاگ
طبیعت لرستان
آموزش کامپیوتر و الکترونیک از لرستان
فروشگاه اینترنتی
اس.ام.اس دونی
بکس نمکدون
میترا و پگاه جون
بکس خرچنگ
فرشید
خبر های جدید از سراسر دنیا
خلوت تنهایی من
تو منو تنها نذار
بزرگترین وبلاگ تفریحی خرم آباد
الناز
الهه
***حدیث عشق*** ساناز
قمار باز
شیطونی های یک دختر دبیرستانی
بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
Download Books
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهاربیست


LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه