|
((شاید از چیزی خوشتان نیاید، در حالی که خیر شما در آن است و شاید چیزی را دوست داشته باشید و آن به زیان شما باشد و خدا می داند و شما نمی دانید.)) (بقره/ 216) چند وقت پیش، داستانی درباره ی خیر و شر خواندم و این که سال ها پیش، خیر و شر برای شنا کردن به دریا رفتند اما شر زودتر، از آب بیرون آمد و لباس های خیر را پوشید... و حالا سال هاست که آدم ها خیر و شر را با هم اشتباه می گیرند. من هم خیلی وقت ها این دو تا را عوضی می گیرم: همیشه اتفاق هایی بوده که اول خیال کرده ام بدترین اتفاقی است که ممکن است بیفتد؛ مدت ها به خاطرش غصه خورده ام؛ غمگین و ناامید شده ام و اسمش را گذاشته ام: ((بدبختی)) اما کمی بعد فهمیده ام که این اتفاق به ظاهر بد، همان خوبی بوده که منتظرش بوده ام. خیر ها گاهی شبیه شر می شوند و شر ها گاهی شبیه خیر. شاید اتفاق ها هم مثل آدم ها ظاهر و باطن دارند. نمی شود فقط از روی ظاهرشان قضاوت کرد، باید صبر کرد؛ باید شناختشان. خدایا! کمکم کن و یاری ام ده که خیر وشر را حتی وقتی لباس همدیگر را پوشیده اند، از هم تشخیص بدهم! + نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387 17:38 توسط سعیده |
|