|
زهره یا ناهید زهره فوق العاده درخشان و به آسانی در آسمان قابل رویت است. هر چند از قبل نیز اطلاعاتی در مورد زهره در دست بود، معذالک کاوشهای مارینر سفینه آمریکایی در 1962 و سفاین شوری که بعد از آن به فضا پرتاب شده اند، اطلاعات زیادی در این زمین به دست داده است. مدار این سیاره تقریبا دایره ای است و در مدت 225 روز طی می شود و در همین مدت حرکت وضعی آن انجام می گیرد و بدین ترتیب مانند عطارد، مدت گردش وضعی و انتقالی آن یکسان است و باز هم به همین دلیل، مثل عطارد همیشه فقط یک طرف آن به سوی خورشید قرار دارد. ابعاد و جرم زهره فقط کمی از زمین و چگالی آن نیز نزدیک چگالی زمین است (12/5 گرم بر سانتیمتر مکعب ) و بدین ترتیب به نظر می رسد که ترکیب درونی آن نیز بایستی مشابه ترکیب زمین باشد. از آنجا که جو زهره شامل طبقه ضخیمی از ابر و مه غلیظ است، مطالعه سطح آن آسان نیست. مواد اصلی جو زهره ازت و دی اکسید کربن است و اکسیژن جز به مقدار خیلی کم وجود ندارد. مطالعات ماینر (2) نشان داده است که این جو فقط مقدار خیلی کمی بخار آب وجود دارد. جو زهره متراکم است و فشار در سطح آن از 8 اتمسفر تجاوز می کند ابرهای موجود در جو زهره دو لایه را تشکیل می دهند، یکی در ارتفاع بسیار زیاد که خیلی رقیق است و دیگری خیلی پایین و غلیظ که ارتفاع آن از سطح کره از 100 کیلومتر تجاوز نمی کند. دمای قشر ابردار حدود صفر درجه و دمای سطح آن در حدود 500 درجه سانتیگراد است و بدین ترتیب با توجه به دمای زیاد سطح، محیط مناسبی برای حیات نیست. علاوه براین، مطالعات نشان داده است که سطح این سیاره بایستی نسبتا صاف و عاری از ناهمواری باشد. میدان مغناطیسی موجود در سطح زهره نیز در حدود 003/0 میدان مغناطیسی زمین تخمین زده می شود ( اطلاعات ناشی از دو سفینه شوروی ). از مشخصات ویژه دیگر زهره، تغییر قطر ظاهری آن به علت تغییر فاصله زهره از زمین است زیرا فاصله این سیاره از زمین بین 42 و 258 میلیون کیلو متر ( در حالات مختلف مدار ) تغییر می کند. + نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386 21:43 توسط سعیده |
روز قسمت بود. خدا هستي را قسمت مي كرد. خدا گفت : " چيزي از من بخواهيد. هر چه كه باشد، شما را خواهم داد. سهمتان را از هستي طلب كنيد زيرا خدا بسيار بخشنده است." و هر كه آمد چيزي خواست. يكي بالي براي پريدن و ديگري پايي براي دويدن. يكي جثه اي بزرگ خواست و آن يكي چشماني تيز. يكي دريا را انتخاب كرد و يكي آسمان را. در اين ميان كرمي كوچك جلو آمد و به خدا گفت :" من چيز زيادي از اين هستي نمي خواهم. نه چشماني تيز و نه جثه اي بزرگ. نه بالي و نه پايي ، نه آسمان ونه دريا. تنها كمي از خودت، تنها كمي از خودت را به من بده." و خدا كمي نور به او داد. نام او كرم شب تاب شد. خدا گفت :" آن كه نوري با خود دارد، بزرگ است، حتي اگربه قدر ذره اي باشد. تو حالا همان خورشيدي كه گاهي زير برگي كوچك پنهان مي شوي." و رو به ديگران گفت :" كاش مي دانستيد كه اين كرم كوچك ، بهترين را خواست. زيرا كه از خدا جز خدا نبايد خواست." + نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386 21:42 توسط سعیده |
يك كشتي در يك سفر دريايي در ميان طوفان در دريا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات يابند و شنا كنان خود را به جزيره كوچكي برسانند. دو نجات يافته هيچ چاره اي به جز دعا كردن و كمك خواستن از خدا نداشتند. چون هر كدامشان ادعا مي كردند كه به خدا نزديك ترند و خدا دعايشان را زودتر استجاب مي كند، تصميم گرفتند كه جزيره را به 2 قسمت تقسيم كنند و هر كدام در قسمت متعلق به خودش دست به دعا بر دارد تا ببينند كدام زود تر به خواسته هايش مي رسد. + نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386 21:41 توسط سعیده |
|